" یلدا "
نام دختری ست ؛ بالا بلند
باموهایی بافته شده ، که سیاهی شب را
به موهایش و دلتنگی هایش
رابه پیراهن حریر سپیدش سنجاق میکند
و بادانه دانه آرزوهایش اناری میسازد
و درلابه لای سجاده اش برگ های پاییزی میریزد
و بااشک هایش وضو وصل میگیرد
وتفآلی به دیوان حافظ میزند
*یوسف گمگشته بآزآید به کنعان غم مخور *
را نه یکبار که صدبارزمزمه میکندو
با تاجی از برگ های پاییزی
به استقبال زمستان میرود
وردای سپیدش را
روی زمین میکشد
وبه خواب میرود...

❤ یلدای قشنگتون مبارک ❤
❤ به امید روزای خوب بی وقفه برای همه ❤
برچسب:
نویسنده: یلدا حسینی